امتیاز

10 درس که من هنگام شروع برنامه نویسی به عنوان مبتدی آموخته ام.برنامه نویسی

تأمل در مورد بزرگترین چالش هایی که با آن روبرو شدم و آنچه دوست داشتم از وقتی برای اولین بار یادگیری نحوه برنامه ریزی را یاد گرفتم بدانم.شروع برنامه نویسی من واقعه مبهم و گیج کننده بود.

فاجعه آمیزترین چیزی که می توانید یاد بگیرید اولین زبان برنامه نویسی شماست.

اگر 5 سال پیش به من گفته میشد كه امروز به صورت روزانه برنامه نویسی خواهم شد ، باور نمی كردم.

برنامه نویسی را به نوعی سریع دنبال کردم. تو یکی از کلاس ها بودم و چند ماه فرصت داشتیم که پایتون را یاد بگیریم تا بتوانیم نوعی سیستم یادگیری ماشین مناسب را برای پروژه فارغ التحصیلی خودمان تهیه کنیم ، در ضمن گذراندن دوره اجباری پایتون.

درسهای که من هنگام شروع برنامه نویسی یاد گرفتم.

1- هنگامی که نظر دیگران منعکس کننده واقعیت شما نیست ، باید به خودتان ایمان زیادی داشته باشید.

 

وقتی مشغول به کار حرفه ای در Data Science بودم ، با سه نفر مختلف با تجربه کاملاً در زمینه برنامه نویسی صحبت کردم.

هر سه به دلیل عدم مهارت در برنامه نویسی به من توصیه کردند که از تلاش برای انجام کارشناسی ارشد علوم داده استفاده کنم.

آنها کاملاً اشتباه نبودند. یادگیری نحوه کدگذاری مستلزم انضباط ، انگیزه ، تاب آوری و سخت کوشی است.

با این حال ، برخی از برنامه نویسان در کار خود بسیار خوب هستند و از جهنم برنامه نویسی و بازگشت استفاده کرده اند.

آنها موضوع را با جزئیات می دانند و همین امر باعث می شود که بینی خود را کمی ، گاهی اوقات ، خصوصاً نسبت به مبتدیان کاملاً بالا بکشیم.

آنها همچنین می توانند کمی هدفمند باشند یا نباشند ، و ممکن است در توانایی های شما شک کنند.

هربار ناامید نشوید و ناراحت نشوید ، اگر چیزی را ذکر کنید ، انگار که باید آن را بدانید ، و بدیهی است که شما این کار را نمی کنید. و شخصاً آن را مصرف نکنید.

این مربوط به شما نیست (به همان روشی که من با سه برنامه نویسی که در بالا به آنها اشاره کردم) درباره من نبود. به دلیل آسیب پذیری خود ، با مهربانی و با افتخار از آنها کمک بخواهید و هر بار که به سوالات شما پاسخ می دهند از آنها صمیمانه تشکر می کنم.

شما نمی توانید افراد را تغییر دهید اما می توانید با رفتار خود تغییراتی در آنها ایجاد کنید.

2- فکر کردن مثل یک برنامه نویس مهارتی است که باید آنرا در خود تقویت کنید.برنامه نویسی

همه چیز لازم برای اختصاص داده شده بود ، همه چیز لازم برای گفتن به رایانه بود ، هیچ چیزی نمی توان فرض کرد.

این مانند یادگیری یک زبان جدید بود که در آن شمشیربازی ها ، کاما ، شهرک نشین ها و نقاط می تواند روز شما را رقم زده یا بشکند.

بخوانید :   آینده برنامه نویسان اندروید

با این حال ، من فهمیدم که مهمترین جنبه تلاش برای فکر کردن مثل یک برنامه نویس ، یادگیری چگونگی حل مشکلات با استفاده از برنامه نویسی است.

این مهارتی است که شما در حال توسعه هستید ، نه به عنوان برنامه ، بلکه در حل مشکلات برنامه نویسی. من به شدت معتقدم که حل مسئله در جایی است که خلاقیت برنامه نویس بازی می شود.

“بزرگترین اشتباهی که من برنامه نویسان جدید مرتکب آن شده اند تمرکز بر یادگیری نحو است به جای یادگیری چگونگی حل مشکلات.”

3- تجربه و تمرین تمام چیزی است که درمورد آن وجود دارد.محدودیت

دانستن قوانین و به کار بردن قوانین اساساً متفاوت است. وقتی برنامه نویسی را شروع کردم ، تمرین های اساسی احمقانه به نظر می رسید و گاها احساس می کردم مفاهیم را درک می کنم ، به همان اندازه که معلم می پرسید ، نیازی به تمرین ندارم.

من کاملاً اشتباه کردم 70٪ کلاس من در اولین امتحان Python ما شکست خورد زیرا آنها زمان را در تمرینات قرار ندادند.

من آن را گذشتم ، نه به لطف استعداد بلکه به لطف تعداد ساعتی که با وجود فرضیاتم ، تمرینات توصیه شده را انجام داده ام.

بهترین برنامه نویسان کسانی نیستند که دارای بیشترین استعداد هستند بلکه بیشترین مشکلات را در زمینه برنامه نویسی حل کرده اند.

من شخصاً معتقدم که استعداد کمی بیش از حد است ، و حتی بیشتر از آنجایی که من کتاب Outliers توسط مالکوم گلدول را خواندم.

4- سرخوردگی بخش مهمی از تجربه است.

من بعضی اوقات از برنامه نویسی متنفرم و آنقدر ناامید می شوم که شروع به تعجب در مورد هدف از این همه می کنم ، اهداف خودم و حتی وجود خودم را زیر سوال می برم.

برنامه نویسی دارای ویژگی بسیار منطقی است در حالی که بعضی اوقات کاملاً منطقی به نظر نمی رسد ، زیرا ما فقط نمی توانیم آنچه را که گم شده ایم ببینیم.

اشکالی ندارد که بعضی اوقات از آن متنفر باشید ، و این درست است که درخواست کمک کنید ، از Stack Overflow التماس کنید یا به یک آبجو سرد در یخچال بروید و یک Sitcom گنگ را تماشا کنید تا به مدت 20 دقیقه خنک شود.

اما اگر مجبورید هر بار که برنامه نویسی می کنید خود را تحت فشار قرار دهید و هر بار که تولید خروجی مورد نظر خود را مدیریت می کنید هیجان و هیجان را احساس نمی کنید ، شاید شما مجدداً تجدید نظر کنید که آیا برنامه نویسی واقعاً مهارتی است که شما نیاز دارید و می خواهید یاد بگیرید.

5- با زبانی شروع کنید که شرایط شما را برآورده سازد.

افراد زیادی را می شناسم که شروع به یادگیری برنامه نویسی با R یا Python کردند. اگر بخواهید فقط در چند سطر آماری و نمودارهای زیبا ایجاد کنید ، R انتخاب منطقی است. هزینه شروع پایین تر است و در کوتاه مدت می توان نتایج را دید.

بخوانید :   توسعه ی وب سایت آیا در حال منسوخ شدن است؟

من با Python و R شروع کردم ، زیرا این دو زبان اصلی در دنیای Science Data (و با مهربانی توسط معلمانم انتخاب شده بودند) مهم بودند.

طراحی وب را از کجا شروع کنیم

6- هدف خود را در ذهن و وظایف خود در ذهن خود نگه دارید.

یادگیری یک زبان بسیار آسانتر شدم وقتی می توانم در وهله اول مستقیماً آن را با کاری که می خواهم با آن انجام دهم مرتبط کنم. در دوره اول پایتون ، حتی اگر همه اصول مربوط به نحو ، کارکردها ، متغیرها و مفاهیم رایج باشد ، هیچ ارتباط مستقیمی با علم داده نداشت. حتی به ما نشان داده نشده است که چگونه یک پرونده CSV را در پاندا بارگذاری کنیم.

به همان اندازه که من آن دوره را به هر کسی توصیه می کنم ، این نوع تدریس می تواند بسیار زائد شود و ممکن است صبر کنید یا انگیزه خود را از بین ببرید وقتی که تمام دروس به نظر می رسد از هدف شما جدا شده اند.

در حالی که یادگیری اصول اولیه بسیار مهم است ، من سعی می کنم وظایف مرتبط با هدف را یاد بگیرم و نه در مراحل اولیه.

به عنوان مثال ، تمیز کردن داده ها و اکتشاف داده ها در Data Science وظایفی هستند که می توانند در اوایل R و در پایتون با کمک کمی از اسناد و Stack Overflow آغاز شوند. دیدن خروجی که بعدا می توانید از آن استفاده کنید به شما کمک می کند تا انگیزه خود را حفظ کنید و اثبات ملموس از پیشرفت شما به شما می دهد.

7- درسها و تمرینهای خود را در داخل نوت بوک یا پرونده ها مرتب کنید.

من از نظر سازمانی وحشتناک هستم ، صادقانه ، اما من خیلی خوش شانس بودم که برنامه نویسی را در حدی شروع کردم که نوت بوک های ساخت یافته ارائه می شد.

من فراموش كردم كه چطور امكان برطرف كردن چيزي را كه يك هفته قبل برطرف كرده ام ، امتحان كنم كه بسيار راحت باشد بسیاری از برنامه نویسان برای صرفه جویی در وقت ، صرفه جویی در کد و راه حل های مختلف را با هدف صرفه جویی در وقت ، بلکه قادر به بررسی نوع راه حل های حل مسئله هستند که در گذشته ساخته یا استفاده کرده اند.

“برای هر دقیقه ای که برای سازماندهی صرف می شود ، یک ساعت درآمد کسب می شود.”

8- فراموش کردن سینتکس زیاد مهم نیست.

من قبلاً خیلی نگران این واقعیت بودم که همه وقت نحو را فراموش می کنم و فقط نحو عملکردها و روش هایی را که تقریباً روزانه از آن استفاده می کنم به یاد می آورم.

بخوانید :   بهینه سازی بهتر برای کاربران - نه فقط موتور های جستجو

با این حال ، نحو در همه جا مستند شده است و حتی برنامه نویسان با تجربه نیز نحو را فراموش می کنند. باز هم تا زمانی که شما نحو را درک کنید ، دیگر نیازی به دانستن همه این موارد از روی قلب نیست.

بدیهی است که شما یک برنامه نویس سریع تر خواهید بود. اما یک برنامه نویس که همه نحو را می شناسد اما مهارت حل مسئله بسیار کمی دارد ، زباله در مقایسه با یک برنامه نویس است که مهارت های حل مسئله بسیار قوی دارد اما برای یادآوری چگونگی خواندن پرونده CSV ، صفحه پانداها را کنترل می کند.

9- ریسک کردن ارزش پاداش دارد.ریسک کردن

من به عنوان یک برنامه نویس “Junior” ، من تمایل داشتم که با انتخاب عمد وظایف و داستان های کاربر که خیلی پیچیده به نظر نمی رسید و “در سطح من” باقی می ماند ، از خطرات خودداری کنم. در حالی که مدتی در منطقه آسایش راحت خودم لذت می بردم ، به اندازه یک برنامه نویس ، در حد پیشرفت و یادگیری نبودم.

امروزه اگر حواسم نباشد ، همین کار را شروع خواهم کرد و سعی می کنم وقتی جواب را به وضوح نمی بینم ، حتی قبل از شروع کار ، از انجام کار خودداری کنم.

با این حال ، کارهای پیچیده ای که کمی دور از دسترس شما به نظر می رسند به شما امکان می دهند خیلی بیشتر از کارهای راحت یاد بگیرید و رشد کنید.

10- کمتر نگاه کن ، بیشتر انجام بده.

لحظه ای وجود دارد که تماشای فیلم ها را متوقف کنید و خواندن کتاب های برنامه نویسی را منفعلانه متوقف کنید و آن لحظه زودتر از موعد است.

کارهای منفعل مانند تماشای یا خواندن می توانند کمی اعتیاد آور باشند زیرا می توانند حداقل تلاش کنند.

با این حال ، من می دانم که بعد از تماشای چند ساعت فیلم ، مغز من قطع می شود و شروع به فکر کردن درباره سریال Netflix می کنم که روز قبل تماشا کردم و چقدر احساس می کنم در آن لحظه 4 پیتزا پنیر بخورم.

من در حال تکرار خودم هستم ، اما این بزرگترین توصیه ای است که می توانم تا به حال ارائه دهم.

یادگیری با انجام دادن ، به مراتب بیشتر از یادگیری منفعلانه ، به خصوص در مورد برنامه نویسی ، نتایج بسیار بیشتری را به همراه خواهد داشت.

برنامه نویسان برنامه نویسی را با برنامه نویسی یاد می گیرند ، و سپس برنامه نویسی می کنند.

0 نظرات

نظر خود را بنویسید